الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
28
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
قدرت ارتباطى و اذنى و غير مستقل است ، اين است كه برخى از اين اسماء ، عند الاطلاق ، دلالت بر استمرار تلبّس ذات به آن دارد ، مثل « الفيّاض » ، « المحيى » ، « المميت » و « الرّزاق » ، در حالتى كه ظهور قدرت اذنى ، چون بر حسب مصالح و حكمتهاى خاصّه است ، موارد آن بسيار نادر ، بلكه در برابر ظهور قدرت استقلالى و ذاتى حقّ « اندر من النادر » است و پيوسته و لايزال نيست . و اين مقدار ، مجوّز صحّت اطلاق اين اسما به طور مطلق نمىشود . به علاوه ، از اطلاق اين اسما بر خدا چيزى فهميده مىشود كه از اطلاق آن بر غير خدا فهميده نمىشود . مثلًا اگر فرض كرديم اطلاق « الشافى » بر طبيب ، دوا ، دعا كننده و كسى كه به اذن خدا مىتواند بيماران را شفا دهد ، مانند عيسى عليه السلام جايز باشد ، از آن معنايى كه هنگام اطلاق آن بر خداوند متعال اراده مىشود ، اراده نمىگردد . خدا شافى مطلق و بالذّات و شافى بالاستقلال است و پزشك و دارو و تشخيص پزشك و اثر دارو و دعا و استجابت و اذن در شفا همه و همه اسبابى هستند كه « او » فراهم ساخته است و آنجا هم كه دوا اثر مىكند ، و پزشك بيمارى را معالجه مىكند و دعا مستجاب مىشود ، و عيسى كور مادرزاد را شفا مىدهد ، شافى او است ، امّا تشخيص پزشك و تأثير دارو و دعا و فعل عيسى - على نبيّنا و آله و عليه السلام - هر يك ، از اسباب عادى يا غير عادى شِفا مىباشند كه تشخيص پزشك به توفيق و هدايت خدا و تأثير دارو به جعل خدا و اثر دعا - كه سبب غير طبيعى است - به استجابت آن از جانب خدا و فعل عيسى هم - كه سبب غير عادى است - به اذن خدا مىباشد . بنابراين ، اگر هم كسى اين اشيا را شافى خواند ، مفهومش با مفهوم « الشافى » كه به خداوند اطلاق مىشود ، از زمين تا آسمان و از ممكن تا واجب تفاوت داشته و با يكديگر اشتباه نمىشوند . آن شفا ، اثر عالم غيب و غيبِ اين عالم است و اين شفا ، اثر اسباب طبيعى يا عادى است كه اين اسباب نيز مثل خود شفا ،